ناظم الاسلام كرمانى
520
تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )
ميشنويد كه آقاى طباطبائى و آقا سيد عبد اللّه مجتهد چطور اقدام خالصانه نموده و خود را براى نجات امّت جدّش وقف كرده مگر نشنيديد اين ابن زياد ثانى امير بهادر جنگ چطور در تهران اذيت و آزار مىكند كجاست آنها كه هميشه آه كشيده با چشم نمناك ميگويند اى كاش ما هم در ميدان كربلا حاضر بوديم تا جان خود را فداى حسين مظلوم عليه السلام ميكرديم كجا مانده است آندروغگويان بىهمت مگر الحال ميدان تهران كم از ميدان كربلاست مگر آقاى سيد محمد طباطبائى فرزندزادههاى حسين مظلوم كه در ميدان تهران يكه و تنها مانده دورش را اشرار تهران گرفته كه عبارت باشد از وزراى بيدين خودخواه اگر در ميدان كربلا هفتاد و دو نفر اعوان و انصار حسين مظلوم را شهيد كردند اما در ميدان تهران دويست نفر متّبعان طباطبائى قربان راه حريّت شدهاند مگر مظفر الدينشاه سلطان مظلوم شما ايرانيان نيست در ميدان تهران تنها و مظلوم مانده چهار اطرافش را اين وزيران بيدين لامذهب تنگ گرفته هردم با كمال يأس و نااميدى به طرف راست مينگرد سربازخانه و توپخانه و قورخانه را خراب و يغما شده مىبيند طرف چپ را ملاحظه فرمايد خزينه را خالى مىبيند پيش روى خود نگاه مىكند رعيت عريان گرسنه مظلوم و بگدائى بىعارى غافل مشغول سرگرم موهومات مىبيند اگر به پشت سر توجه فرمايد دشمن را حاضر عسكر را مشغول حمالى ديده هول نموده حيران و سرگردان مانده ميگويد خداوندا تو خائنان ملت و دولت را سرنگون فرماى منكه سلطان اين ملت هستم اينطور به خرابى رعيت خود راضى نيستم و برگشته با صداى نحيف مظلوم اهالى ايرانرا مخاطب نموده ميفرمايد اى ملت ايران و اى اولاد عزيزانم اى برادران دينى و وطنم آيا شما را چه شده چرا خون ملت و دولتپرستى در رگ شما خشكيده چرا اينطور بيعار شدهايد حميّت نموده ولينعمت خود را از دست اين خائنان ملك و دولت نجات بدهيد اى جماعت ايران قسم به خون مطهر حسين مظلوم الآن مظلوميت ملت ايران از شهداى كربلاى معلّى زيادتر است و امير بهادر يزيد پليد است و متابعانش بدتر از ابن زياد و شمر ملعون و خولى بىحياست اى ملت ايران به خدا قسم هركس از افراد ملت در طريق حاصل نمودن حريّت ملك و ملت شهيد بشود كمتر از درجه شهداى كربلاى معلّى نيست اى اهالى ايران اى فقراى كاسب ايران جمع شويد اتفاق نمائيد از بذل مال و تلقى جان مضايقه نكنيد خودتانرا از دست اين حاكمان خودمختار ظالم جبّار لامذهب بيدين خارج از دين محمدى عليه السلام خلاص نمائيد مگر خبر نداريد در تبريز هرروز پنج نفر از گرسنگى هلاك ميشوند به خدا قسم هر هفته در كاغذهاى تبريز مندرج است فلانكس در فلان محله اهل عيال خود را بواسطهء نيافتن گرده نان نااميد شده لاعلاج مانده زهر داده كشته است تا رفته گدائى نكند مگر در روزنامهها قرائت نمينموديد حاكم بيغيرت قوچان براى اخذ رشوت بسر اهالى بيچاره چقدر اذيت و آزار نموده ناموسشان را برباد داده جماعت بجان آمده ترك خانمان كرده دختران خود را بتركمانها فروخته بهاى اولادشانرا آورده داده تا خود را از تعدّى اين حاكم ظالم خلاص نمايند مگر نمىبينيد هر هفته از عراق بارهاى شراب بار نموده برشت مىبرند مگر نشنيديد خانهء فراشان رشت و خانهء امام جمعه رشت فاحشهخانه شده است اين مسكرات مشئوم را آنجا صرف ميكنند آه فرياد شريعت همه از دست رفت پس چهوقت اهالى ايران